تبليغاتX
حیاط خلوت

                                             رمی جمرات

هتل محل اقامت در منا

در حال حلق کردن، منا

  با حاج کاظم روحانی نژاد در صحرای عرفات

باب جبرئیل،مدینه منوره

درب حجره حضرت زهرا "س" در مسجد النبی"ص"

 

نوشته شده توسط حميد رضا در ساعت 15:33 | لینک  | 

26/9/1386 عقربه های ساعت 8 صبح را نشان می دهد.تمامی مسافران در داخل هواپیما نشسته اند، درب هواپیما بسته می شود، طبق معمول همیشه میهماندار هواپیما به مسافران خوش آمد می گوید و سپس مسیر را اعلام می کند، مسافران گرامی مقصد ما مدینه منوره است.

کسی باورش نمی شود، که این پرواز به سمت مدینه منوره حرکت کند، اشک در چشمان بسیاری از مسافران جمع شده است، برخی ها از شیشه هواپیما به ابرهای سفید خیره شده اند و برخی های دیگرنیز در حال ذکر گفتن هستند.

آری امروز همان ها که می گویند از سوی خداوند انتخاب شده اند قرار است همراه رئیس جمهور کشورشان به سمت مدینه منوره و پس از آن به سمت مکه مکرمه حرکت کنند.

دقایقی از پرواز هواپيمای حامل رئیس جمهور و مسافران خانه خدا و مسجد حضرت رسول نمی گذرد که دکتر احمدی نژاد به سراغ مسافران آمده و با تک تک آنان به خوش و بش می پردازد

             

نزدیک به دو ساعت پس از پرواز به مدینه می رسیم ، استقبال امیر مدینه از رئیس جمهور و میهمانان خالی از لطف نبود. پس از استراحتی چند دقیقه ای مسافران مدینه منوره و خانه خدا به هتل محل اقامت خود که در نزدیکی مسجد نبی به راه مي افتند وقتی به هتل می رسیم و گنبد سبز رنگ و مناره های زیبای مسجد النبی را برای اولین بار از نزدیک می بینی باورت نمی شود که این تو هستی که در مقابل این مسجد با عظمت ایستاده ای؛ اشک در چشمانت حلقه می زند و بی اختیار دستانت بر روی سینه می رود و این طور سلام  می دهی "السلام علیک یا رسول الله".

بعد از استراحتی کوتاه آماده حرکت به سمت  مسجد حضرت رسول "ص" مي شوي تا به پابوس آن حضرت بروي .وارد مسجد می شویم، همه در حال ذکر گفتن هستند آنهايی که بار اولشان است باورشان نمی شود که در مسجد النبی ایستاده باشند، بی اختیار گریه می کنند، از باب جبرئیل وارد مسجد می شویم:" السلام عیلک یا رسول الله"، السلام علیک یا خاتم النبین" .وارد مسجد می شوم ، به سمت منبر و محراب حضرت رسول می روم، ستون توبه و حجره حضرت زهرا " س"، هیچ کس باورش نمی شود که این اینجا حجره حضرت زهرا است و او الان در کنار این حجره ایستاده، کمی آن طرف تر محرابی وجود دارد که حضرت محمد " ص" در آنجا نماز می خوانده باز کمی آن طرف تر منبر حضرت است جايی که ایشان در آنجا به خطابه می پرداختند . نه، این من نیستم که در اینجا ایستاده ام ،در کنار حجره کوچک حضرت زهرا"س"، کسی باورش نمی شود که در مقابل حجره کسی ایستاده است که عالم به خاطر او و همسر او به وجود آمده باشد، همه سجده شکر به جا می آورند، سپس همه می ایستند، حاج آقا ثمری را خدا خیرش بدهد وي که در این سفر به ما خیلی لطف داشتند شروع به خواند زیارت نامه و سلام مخصوص کرد و ما هم به دنبال حاج آقا تکرار می کرديم

           

عد از خواندن دعا هر کس در گوشه اي مشغول خواندن نماز شد، یکی نماز زیارت می خواند و دیگری نماز شکر، بعضي از فرصت استفاده کرده و در محراب حضرت رسول دو رکعت نماز خوانند. خدا قسمت همه اونايي کنه که آرزو دارند به اینجا بیان، منم مثل تمامی مسافران خانه خدا و مسجد النبی سجده شکر به جا آورده و برای خودم و تمامی کسانی که التماس دعا گفته بودند دو رکعت نماز خواندم در پايان نيز دو رکعت نماز به نیابت از پدر مرحوم خواندم.خدا روح تمامي رفتگان را قرین رحمت خودش کنه.

البته یک موضوع جالب توی مسجد اتفاق افتاد، زمان اذان ظهر شد همه کسانی که داخل مسجد بودن خودشون رو آماده کردند تا نماز ظهر را به جماعت بجا بیارند، وقتی سوره توحید در رکعت اول تمام شد، من و کامران نجف زاده و حسین رنجبران بعد از رکوع سریع به سجده رفتیم حالا غافل از اینکه قیام متصل به رکوع سنی ها طولانیه ، وقتی ما سر از سجده اول برداشتیم این بنده های خدا تازه سر به سجده گذاشتن که در حقيقت سجده اول این بنده های خداسجده دوم ما بود، که رنجبران بعد از انجام سجده هاش بلند شد ولی دوباره سریع نشست و به همراه من و کامران یه سجده دیگه به جا آوریم تا نماز جماعت به هم نخوره و دست آخر نماز ظهر ما تو اون روز سه تا سجده داشت، البته باید بگم که ما نمازمون رو بعدش به جا آوردیم.

بعد از زیارت مسجد حضرت رسول و نماز خواندن بین محراب و منبر حضرت که نقل شده این مکان قطعه ای از بهشت است به سمت هتل محل اقامت بر می گشتيم تا بعد از استراحتی کوتاه برای زیارت قبور مطهر قبرستان بقیع حرکت کنیم.

بعد از نهار من به اتفاق حاج کاظم روحانی نژاد و حاج حسین رنجبران آماده می شديم تا برای زیارت همراه تمامی هيات ابتدا به سمت مسجد النبی و سپس به سمت قبرستان بقیع حرکت کنیم ولی غافل از این که دکتر احمدی نژاد و تمامی همراهان به سمت مسجد النبی و قبرستان بقیع حرکت کرده اند و ما جا مانده ایم .

ما هم برای اینکه از قافله عقب نمانیم به سمت مسجد النبی حرکت کرديم و در بین راه آقای متکی را که گويي وی نیز از قافله جامانده بود ديديم و به اتفاق ايشان به سمت مسجد النبی حرکت کرديم که خدا را شکر به جمع دوستان رسیديم و قسمتمان شد که حجره حضرت زهرا"س" را زیارت کرديم و سپس به سمت قبرستان بقیع به راه افتاديم. خدا قسمت تمامی آرزومندان کنه انشاالله.

نزدیک درب ورودی قبرستان شدیم ، دل دیگر مال تونیست آشوبی در دل برپا است ، اشک در چشمانت حلقه زده ، حاج آقا ثمری به اتفاق حاج آقای ابوترابی زیارت نامه می خوانند؛ اذن دخول می خواهیم، السلام عليک یا اهل قبور. کفشها و جورابهایمان را در آورده وهمگی شروع به خواندن دعا مي کنيم.

در ابتدا به سمت قبور مطهر بقیع می رویم ، زنجیری است که مانع رفتن به نزدیکی قبور می شود، دکتر احمدی نژاد با اشاره اعلام می کند که زنجیر را بیندازند، تجربه حاج کاظم در اینجا خیلی کمک کرد اون زنجیر رو انداخت که همین امر باعث شد همه وارد حریم امن الهی شویم .

                    

باورم نمی شود که به این اندازه نزدیک قبر امام حسن(ع) و امام سجاد(ع) و دیگر قبور مطهر شده باشم، پس از اندکی در کنار قبور می نشینم، خدایا شکرت که به من اجازه دادی اینگونه به زیارت این امامان غریب بیایم.

سپس به اتفاق جمع از قبور دیگر همچون فرزندان حضرت رسول(ص)، قبر خانم ام البنین مادر حضرت ابوالفضل را  زیارت می کرديم.خدا قسمت تمامی کسانی کند که واقعا آرزوي زیارت این ائمه را دارند.

پس از زیارت قبرستان بقیع به محل اقامت برمی گردیم اعلام می شود که زائرین خانه خدا غسل احرام کنند و لباس های احرام خود را بپوشند، زیرا قرار است به مسجد شجره برویم و در آنجا احرام ببیندیم.

من باورم نمی شود که لباس احرام برتن دارم و می خواهم برای زیارت خانه خدا به مسجدالحرام بروم.

به سمت مسجد شجره حرکت می کنیم، وارد می شویم، اینجا باز حاج آقا ثمری که واقعاً خدا خیرش بدهد مسائل مربوط به احرام را به ما گفت.

وارد مسجد که مي شويم همه سجده شکر به جا می آورند.حالا قرار است که یکی از زيباترين  اتفاق عمرم رخ بدهد، می خواهم احرام ببندم، پس با صدای بلند فریاد می زنم:

لبیک الهم لبیک ، لبیک لا شریک لک لبیک

احرام بستیم حالا، باید مراقب خودمان باشیم چراکه بسیاری از کارهايي را که قبل از احرام بستن انجام  می دادیم حالا بر ما حرام شده است.

بعد از احرام به سمت فرودگاه مدینه حرکت می کنیم تا با هواپيما به سمت جده حرکت کنیم. یکی از اتفاقات جالبی که افتاد و بعید می دونم افراد عادی شاهد اون باشند اینکه خلبان پرواز، کمک خلبان؛ مهندس پرواز و تمامی میهمانداران همه و همه احرام بسته بودند و با لباس احرام به کار خود نيز مي پرداختند .

26/9/1386 ساعت نزدیک به 7 شب است در داخل هواپیما نشسته ایم ، هواپیما پرواز می کند و مثل همیشه مهماندار پس از خوش آمدگویی مسیر را اعلام می کند:میهمانان گرامی مسیرما جده است.

 راستی تا یادم نرفته باید بگویم که در این سفر بنده لقب پسر خوب را از جناب آقاي احمدي نژاد دریافت کردم و اول به لطف خدا و سپس دکتر احمدي نژاد توانستم خانه خدا و مسجد حضرت رسول و قبرستان بقیع را زیارت کنم .

              

نوشته شده توسط حميد رضا در ساعت 9:17 | لینک  |