" زنده باد حضرت دوست و مرده باد هر چه غیر اوست "
اول دفتر را با نام نامی تو آغاز می کنم به امید آنکه همانطور که تو میخواهی باشم.
حیاط خلوت وبلاگ خبرنگاری است که طی روزهای آتی با حوادث تلخ و شیرین بسیاری روبرو می شود و قصد دارد تمام آن وقایع را در این وبلاگ به مدد حضرت دوست به ثبت رساند.
در حیاط خلوت شما دوستان می توانید در خصوص مسائل مختلف جامعه مطلب بخوانید و حتی نظرتان را در خصوص مطالب درج شده در این وبلاگ بنویسید چرا که خواندن نظرات شما باعث خواهد شد که در آینده بهتر از گذشته بنویسم.
حیاط خلوت مثل تمام حیاط خلوت خانه ها جای مناسبی برای تنهایی ما آدم هاست . ولی امیدوارم که این حیاط خلوت مثل حیاط خلوت خونه هامون خاک نگیره .
همین جا به کسانی که از این به بعد حیاط خلوت رو به وبلاگ خودشان لینک می کنند تشکر می کنم.
تا حال حرف زدن زبان را می شنیدم . حرف زدن قلم را می خواندم . حرف زدن اندیشیدن را . حرف زدن خیال را و حرف زدن تپش های دل را . حرف زدن بی تابی های دردناک روح را . حرف زدن نبض را در آن هنگام که صدایش از خشم در شقیقه ها می کوبد و نیز حرف زدن سکوت را می فهمیدم.
ببین چند زبان می دانم ! با چند زبان حرف می زنم ! من میدانم که چه حرفهایی را با چه زبانی باید زد . من می دانم که هر یک از این زبانها برای گفتن چه حرفهایی است . حرفهایی است که باید زد . با زبان گوشتی نصب شده در دهان . و حرفهائی که باید زد اما نه به کسی . حرفهای بی مخاطب و حرفهایی که باید به کسی زد اما نباید بشنود . اشتباه نکنید . این غیر از حرفهایی است که از کسی میزنیم و نمی خواهیم که بشنود . نه . این چیزی نیست . ازین گونه بسیار است و بسیار کم بها و همه از آن گونه دارند سخن از حرفهایی است به کسی . به مخاطبی . حرفهایی که جز با او نمی توان گفت . جز با او نباید گفت . اما او نباید بداند . نباید بشنود . حرفهای عالی و زیبا و خوب این ها است . حرفهایی که مخاطب نیز نامحرم است! این چگونه حرفهایی است ؟ این چگونه مخاطبی است ؟
